یه پرنوشت پر از دل نوشته

یه پرنوشت پر از دل نوشته


عاشقانه مرگ و زندگی غربت 

عکس ها و کارت پستال های عاشقانه

21 دي 1387 توسط سپیده | دیدگاه ها (20)

عکس ها و کارت پستال های عاشقانه 

تو مثل عروسک برای من ای ملوسک

21 دي 1387 توسط سپیده | دیدگاه ها (20)

بايد .....

 

 

بايد تورو پيدا کنم شايد هنوز هم دير نيست

 

تو ساده دل کندي  ولي تقدير بي تقصير نيست

 

با اينکه بي تاب مني بازم منو خط ميزني

 

بايد تورو پيدا کنم تو با خودت هم دشمني

 

کي با يه جمله مثل من ميتونه آرومت کنه

 

اون لحظه هاي آخر از رفتن پشيمونت کنه

 

دل گيرم از اين شهر سرد اين کوچه هاي بي عبور

 

وقتي به من فکر ميکني حس ميکنم از راه دور

 

آخر يه شب اين گريه ها سوي چشامو ميبره

 

عطرت داره از پيرهني که جا گذاشتي ميپره

 

بايد تو رو پيدا کنم هر روز تنها تر نشي

 

راضي به با من بودنت حتي از اين کمتر نشي

 

پيدات کنم حتي اگه پروازمو پرپر کني

 

محکم بگيرم دستتو احساسمو باور کني

 

پيدات کنم حتي اگه پروازمو پرپر کني

 

محکم بگيرم دستتو احساسمو باور کني

 

بايد تورو پيدا کنم شايد هنوز هم دير نيست

 

تو ساده دل کندي  ولي تقدير بي تقصير نيست

 

بايد تو رو پيدا کنم هر روز تنها تر نشي

 

راضي به با من بودنت حتي از اين کمتر نشي

ميتونيد به وب خودم هم سربزنيد به اين آدرس:

saye416.blogfa.com 

 

 

 

2 دي 1387 توسط ستاره | دیدگاه ها (20)

يه جاي خوب و قشنگ

وبلاگ  يه پر نوشت دفتر عشق منه

پره از يه دلنوشت داره  فرياد ميزنه

وب ما يه پرنوشت دفتر خاطره هاست

وب ما پر از دله انگاري ستاره هاست

وبلاگ  يه پر نوشت وعده گاه تو و من

يه جاي خوب و قشنگ واسه ديوونه شدن 

2 دي 1387 توسط مهدی | دیدگاه ها (20)

این یه خوش آمدگویی هست مثل دل نوشته

 

خوش آمدید

28 آذر 1387 توسط سپیده | دیدگاه ها (20)

دل نوشته ترانه

یار دیرین من از بنده نمودست گله     که چرا چندیست سویش ننمایم پرواز

پیش او گر نروم پیش چه کس باید رفت     که مرا نیست رفیقی به از او مهرنواز

28 آذر 1387 توسط سپیده | دیدگاه ها (20)

عاشقان عيدتان مبارك باد

 

لحظه ها را با تو بودن ، در نگاه تو شکفتن

حس عشق در تو دیدن ، مثل رویای تو خوابه

با تو رفتن با تو موندن ، مثل قصه تورو خوندن

تا همیشه تو رو خواستن ، مثل تشنگی آبه

اگه چشمات منو میخواست ، تو نگاه تو می مردم

اگه دستات مال من بود ، جون به دستات می سپردم

اگه اسممو می خوندی ، دیگه از یاد نمی بردم

اگه با من تو میموندی ، همه دنیارو می بردم

بی تو اما سر سپردن ، بی تو عشق تو بودن

تو غبار جاده موندن ، بی تو خوب من محاله
بی تو حتی زنده بودن ، بی هدف نفس کشیدن

تا ابد تو رو ندیدن ، واسه من رنج و عذابه

توی آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست

روی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگری نیست

توی قلب من عزیزم ، هیچ کسی جایی نداره

دل عاشقم به جز توهیچ کسی رو دوست نداره

لحظه ها را با تو بودن ...

 

27 آذر 1387 توسط ستاره | دیدگاه ها (20)

بهار من گذشته شايد

چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی
چه بوده آن گناه من که یار من نمی شوی؟
بهار من، گذشته شاید

شکوفه جمال تو، شکفته در خیال من
چرا نمی کنی نظر، به زردی جمال من
بهار من، گذشته شاید

ترا چه حاجت، نشانه من
تویی که پا نمی نهی به خانه من
چه بهتر آنکه نشنوی ترانه من

نه قاصدی که از من آرد، گهی به سوی تو سلامی
نه رهگذاری از تو آرد، گهی برای من پیامی
بهار من، گذشته شاید

غمت چو کوهی، به شانه من
ولی تو بی غم از غم شبانه من
چو نشنوی فغان عاشقانه من

خدا ترا از من نگیرد، ندیدم از تو گرچه خیری
به یاد عمر رفته گریم، کنون که شمع بزم غیری
بهار من، گذشته شاید

 

 

 

 

25 آذر 1387 توسط مهدی | دیدگاه ها (20)

 

24 آذر 1387 توسط ستاره | دیدگاه ها (20)

روح معشوقه در حال پرواز

 

عکس ها و کارت پستال های عاشقانه

روح معشوقه من زیبا بود

روح عشق و ملک و آزاد بود

 

24 آذر 1387 توسط سپیده | دیدگاه ها (20)

 

 

 

 

 

http://www.picdance.blogspot.com

 

پیغام عشق

زبنـد ، بنـد وجــودم چـو بشنـوی گویـد

کـــه ذره، ذره تنم ره بـه کوی تـو دارد

زعطر گلشن آشنايي تـو چه مدهوشم

بهار زندگیم رنــگ و بــوی تـــــو دارد

مــــن از نگاه تـو پیغام عشق میخوانـم

شبم سیاهــی ازآن رنگ وموی تـودارد

دلم چوغنچه به دیدارتوپرازخون است

مرو که دیده ی من شوق روی تو دارد

روحم نـــوازش دستـان گـرم تـو خـواهـد

شمیم خا طر مـــن رو به سوی تو دارد

و ای فــــرشتــه نــا آشنـا کجـا هستـی

به هــر طرف نگه ام جستجوی تودارد

ز روی لـــطف بیا درکنارستاره ي خود

بیـا کـــه جــان و دلم آرزوی تــو دارد

 

 

19 آذر 1387 توسط ستاره | دیدگاه ها (20)

هر شب

تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب

بدین سان خواب ها را با تو زیبا میکنم هر شب

تماشایی است پیچ تاب آتش ها خوشا بر من

که پیچ وتاب آتش راتماشا میکنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی جانا

چگونه با جنون خود مدارا میکنم هر شب

تمام سایه ها را می کشم در راندن مهتاب

حضورم را زچشم شهر حاشا میکنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه یی تنها

چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی

 که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هرشب

 

 

 

 

19 آذر 1387 توسط مهدی | دیدگاه ها (20)

 

 

دوستت دارم چون

تنها ترین ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون

تنهاترین مصراع شعر منی

دوستت دارم چون

تنهاترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون

زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون

زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون

زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون

به یک نگاه تموم زندگي منی

17 آذر 1387 توسط ستاره | دیدگاه ها (20)

ترانه اي براي تو

 عشق من

نمي توانم عاشقت نباشم

نمي دانم آيا با تو خواهم ماند

يا اگر نتوانم آتش عشقم را محار كنم

مرتكب گناه خواهم شد

مثل رودخانه اي كه بطور حتم به دريا مي رود

عشق من نيز عزيزم براي تو چنين است

و برايم تنها يك چيز به معني بودن است

دستم را بگير، تمام زندگيم را بگير

زيرا من نمي توانم عاشقت نباشم

http://www.gigaimage.com/images/tvou1qawpttr264rz6r.jpg

 

16 آذر 1387 توسط مهدی | دیدگاه ها (20)

یه دل نوشته از پرنوشت عاشق تنها

همه بغضشون گرفته چرا بارون نمياد!؟
ليلي مرد از غم دوري چرا مجنون نمياد!؟
روي ماهش کجا پنهون شده رفته کجا!؟
چرا از اونور ابرا ديگه بيرون نمياد!؟
نيتت رو واسه فال قهوه کردم ولي حيف
عکس اون چشماي قشنگ توي فنجون نمياد
من و کشتي تو با اين خنجر دوريت عجبه
چرا از اين دله ديونه يه کم خون نمياد!؟
مگه تو بيخبري موم رو پريشون ميکنم
دل تو واسه مويه پريشون نمياد
دل تو ازبس سفيد و لطيفه مثل برف
از خجالت تو برفي تو زمستون نمياد
تو دلم فقط يه بار مهموني بود تو اومدي
درا رو بستم از اون وقت ديگه مهمون نمياد
صدايه بارون قشنگه به شيشه که ميخوره
اما با غم نجيب روي ناودون نمياد
دو سه بار واسط نوشتم مثه آيينه ميموني
تو يه بار جواب ندادي چرا شمعدون نمياد
عمريه اسيرتم اسير اون چشماي ناز
يه ملاقاتي واسم يه بار تو زندون نمياد
نميگه کسي واسه مرمتش فکري کنيم
هيچکسي سراغ اين کلبه ويرون نمياد
زندگي بزيه شطرنج و من منتظرم
طرف مقابلم ولي به ميدون نمياد
گاهي وقتها اينقدر آب و هوام ابري ميشه
که قد اشکاي من از رود کارون نمياد
گاهي وقتا با خودم ميگم شاي ميخواد ذوق بکنم
اما معلومه نخواد بياد که پنهون نمياد
اونکه براي ديدنش ستاره ميچيني اهل نازه

پس با يه خواهش آسون نمياد
تو نامه آخري کلي دليل اورده بود
مثلا چون تشنه اند ي اسايه تو گلدون نمياد
لااقل کاش راستشو براي من نوشته بود
کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمياد

 

15 آذر 1387 توسط سپیده | دیدگاه ها (20)

تقديم به تو ......

ميون اين همه عاشق  دل فقط تو رو پسنديد

 

با  همون  نگاه  اول عشقوتوچشماي توديد

 

شدي مهمون دل من  با يه دنيا مهربو ني

 

درهمون لحظه كه قلبم مي مرداز بي همزبو ني

 

نميدم يه تار مو تو  به يه دريا  دٌر زيبا

 

نميدم برق نگا تو  به يه دنيا دلخوشي ها

 

بيا تا با هم بسازيم  قصرمونو از صداقت

 

توي ايونش  بكاريم  گلاي پاك محبت

 

بيا تا با هم ببينيم  فردارو به رنگ ابي

 

كو چ كنيم به وادي عشق  با همين دستاي خالي

 

 

حالا كه قدم گذاشتي  به سراي پاك اين دل

 

بمون واسه ي هميشه  بمون اي غزال خوشگل

 

 

نميدم يه تار مو تو  به يه دريا  دٌر زيبا

 

نميدم برق نگا تو  به يه دنيا دلخوشي ها

 

13 آذر 1387 توسط ستاره | دیدگاه ها (20)

بايد كه تنها رفت

چه زيباست نوشتن وقتي ميداني او ميخواند

چه زيباست سرودن وقتي ميداني او ميشنود

و چه زيباست جنون وقتي ميداني او ميبيند

 اينک نامه اي از تو را با چشماني پر از اشک اينجا خواهم نوشت

آري اين صداي پاي ترديد است ... مي گويد به من تنـــــهاترين  

بايد که تنـــها رفت ... مي روم ، اما ... تو را هميشه در ياد خواهم داشت

13 آذر 1387 توسط مهدی | دیدگاه ها (20)

یه دلنوشته از وبلاگ باران با اجازه از باران

مسافرم

پشته سرم گریه نکن مسافرم باید برم.

 اشکا تو هی هدر نده باید برم باید برم.

جلوهه راهمو نگیر نظار منم گریه کنم.

صلاهمون این عزیز باید برم سفر کنم.

طاقت اشکا تو ندارم تورو خدا نزار ببارم.

خدا نخواست قسمت این که من تورو تنها بزارم.

تورو خدا گریه نکن انقدر نگو نرو نرو.

بقزم داره میترکه انقدر نگو نرو نرو.

انجوری بی تابی نکن الاهی قوربونت برم.

خدانگهدارت باشه باید برم باید برم.

 

12 آذر 1387 توسط سپیده | دیدگاه ها (20)

همه هستي من

ای همه هستی من... ای که تمام خاطراتم در قلب سبز و زیبایت تداعی می شود امشب از اسمان نیلی دلم با تو سخن می گویم و بارها نامت را به زبان می آورم ستارگان را همچو مرواریدهای درخشان به تو تقدیم می کنم و همچو آهوی خسته به جنگل سبز چشمانت پناه خواهم اورد از جنگل سبز چشمانت عبور می کنم و عاشقانه به باغ دلت پناه می آورم و وجود شقایق های سرخ را همچوستارگان آسمانی باور می دارم و مانند نگینهای درخشنده رهسپار آسمان آبیت می شوم نازنین،امشب به سراغت خواهم امد و تمام عشقم را در دستانت خواهم گذاشت ای که همه وجودت هستی من است و ای که همه خوبیهایت را در وجود خود احساس می کنم همیشه صدای مهربانت در ذهنم تداعی می کند امشب از جنگل سبز چشمانت خواهم گذشت و همیشه نگاه زیبایت را در اعماق قلب خویش زنده نگاه خواهم داشت ای خاطره سبز من با تمام وجود گلبرگهای یاس عشقت را ابیاری خواهم داد همیشه عاشقانه دوستت خواهم داشت و در تاریکی شب عاشقانه به تو مي انديشم

نوشته شده توسط ستاره مدير وبلاگ اسمان پرستاره   

http://saye416.blogfa.com/

http://edelys.e.d.pic.centerblog.net/olw97nnn.jpg

 

10 آذر 1387 توسط مهدی | دیدگاه ها (20)

چه فرقي مي كند

چه فرقی میکند دیوانه باشم یا نباشم

برای خاطرش افسانه باشم یا نباشم

برای آتش سوزان یک شمع

هوسهای تن پروانه باشم یانباشم

برای دختر میخک فروش باغ رویا

نفسهای گل ریحانه باشم یا نباشم

غبارراهم اما این سوالم مانده باقی

برای کوه غمها شانه باشم يا نباشم ؟

The image “http://www.verdant.com/milasart/milas_painting/milas_17_big.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 

9 آذر 1387 توسط مهدی | دیدگاه ها (20)

تصویر پرنوشت


lbg_parnevis@gmail.com

بهار
مهدی
ستاره
سپیده

آبان 1387
آذر 1387
دي 1387
بهمن 1387

RSS 2.0

par.parnevis یه پرنوشت پر از دل نوشته